شکیل و ساکت: تحویل دارو، مسئول فنی (دکتر داروساز)، تحویل نسخه. هر سه این موضع و مقامها در مستطیل فلزی آبیرنگی نوشته شده بود و هر مستطیل با زنجیری از سقف آویزان. بوی کهولت میآید.
صبح، آن یاس، در کندی نمود پیدا کرده بود. یعنی با نوعی ورشکستگی و تانی کسالتبار به تیر برق تکیه داده بودم. از روبرویم دو زن و یک پیرمرد رد شده بودند.
قبلتر، خم شده بودم تا رسید اسپرسو را بردارم. چه وقت کشداری صرفش شد، و با چه سکوتی در سطل آشغال چرکی آنجا انداختمش.